دیروز صبح با راضیه تو مترو قرار گذاشتم.
رفتیم دانشگاه. محل جدید. حدود یک ساعت و نیم تو راه بودم. رفت و برگشت سه ساعت. انتخاب واحد کردیم. با استادا کلی حرف زدیم. دوستامو دیدم. کلی حال و هوام عوض شد. با اینکه قبلش جبهه گرفته بودم که به خاطر مسافت دانشگاه مجازی بشه، اما موقع برگشت دیدم واقعا دلم میخاست حضوری بشه.
استاد عدالت درباره پایان نامه حرف زد. اینکه ارشد بهتون عمق میده. یه کتاب بهم داد چاپ عربی کتاب دزد و سگها از نجیب محفوظ. همراه ترجمه و نقد و بررسی کتاب. گفتم برای پایان نامه خوبه ؟ بهم دید تازه میده؟ گفت آره.
کتاب عربی رو داد بهم گفت دیگه چاپ این کتاب نیست. متوجه شدم که میخواد بگه مواظب کتاب باش. با شوخی گفتم استاد هر شب از کتاب براتون عکس میفرستم و میگم حالش خوبه. خندید.
خیلی استاد خوبیه. پر از مهر. پر از نجابت و متانت. آروم. یواشکی بهش گفتم استاد خیلی سرخورده شدم، حالم خیلی خوب نیست. با یه لحن مهربونی گفت حق داری. از این مسیر رد میشی.
از همه استادا استاد عدالت و بیشتر دوس دارم. همه بچه ها همینطورن. تو کلاساش بحث می کردیم. راحت از اعتقاداتمون می گفتیم. به تخمشم نبود که زمان داره میره و درس نداده. امتحان بدون استرس. خلاصه که خیلی درس خوندن باهاش دلچسب بود.
من این استاد و دوس دارم. یه جورایی شبیه منه. بی حاشیه. تو جمع اظهارنظر نمی کنه و سکوت می کنه. دنیا به تخمشه. اما این دفعه نگاهش یه کم فرق داشت. متاسفانه ناخودآگاه به عمق چشماش نگاه کردم و فهمیدم ارادت خاصی داره. البته یه کم بیشتر از ارادت.
معمولا به عمق چشم آدما نگاه نمی کنم. چیزایی می بینم که بقیه نمی بینن.
خب از کار احمقانه م بگم. موقعی که با راضیه داشتیم برمی گشتیم، تو مترو، داشتم وبلاگمو چک می کردم. راضیه پرسید صفحه چیه؟ گفتم وبلاگمه. سریع گفت عه. وبلاگ چیه؟ و ... منم گفتم اینجوریه و اونجوریه و .... بعد آدرس وبلاگمو گرفت. منم مث احمقا آدرس وبمو بهش دادم.
خب آدم ناحسابی این چه کاری بود کردی؟ چرا وبی که من همه چیه خصوصیمو می نویسم براش فرستادم؟ نه به خاطر قضاوت و این داستانا، بخاطر سواستفاده احتمالی. اینکه دلیل نداره از همه چیز من سردربیاره. از آدمای فضول به شدت متنفرم. درسته آدم سواستفاده کننده ای نیست. درسته شاید وقت نکنه بخونه، و شاید و اما اگرهای دیگه، اما کارم خیلی احمقانه بود. انگار یه سری اطلاعات محرمانه رو واسش فرستادم. آخه خریت تا کی؟؟؟؟🤔🤔🤔
باز خوب شد آدرس اینجا رو ندادم وگرنه اینجام نمی تونستم از استاد عدالت و خودش بنویسم. 🤣🤣🤣