خیلی ساله که سینما نرفتم، آخرین بار اصفهان بود، بهار کوچیک بود، من و الهام با بهار و سپهر پسر الهام که همسن بهار بود با هم رفتیم. 

شوهر الهام بلیط داشت و ما هم رفتیم. خیلی خووب بود. دیگه جور نشد بهارو ببرم. در واقع هر وقت که بهش می‌گفتم نه می آورد. 

مست عشق رو خواستم برم که د کلی نقد کرد و منصرف شدم. حالا اما بهار موافقت کرده و ما اومدیم فیلم استخر. به خاطر فضای شاد و مفرحش. 

از من باشه هر هفته مخصوصا تو پاییز یه برنامه اینجوری جور می کنم. 

یه سری هم با الهام و سپهر و بهار رفتیم سیرک. اولین بار بود که می رفتیم و همونم شد و دیگه نرفتیم. اونم خیلی خوب بود. تجربه عالی ای بود. 

یه گروه از آفریقا اومده بودن و برنامه اجرا می کردن. اینم به اصرار الهام بود. تقریبا دور از اصفهان بود. د ما رو رسوند، بعدم اومد دنبالمون. اونجا خیلی هیجان انگیز و باحال بود. خیلی کیف کردیم. پاییزم بود.

فک کنم بیشتر از ما آفریقاییها حال کردن از دیدن زنهای سفیدپوست ایرانی. 

خب فیلم استخر رو بهار دوس داشت. اما من نه. حوصله سربر. کلیشه ای. تکراری. شبیه فیلمای سروش صحت آمیخته با توهم. فیلم چیزی به داشته هات اضافه نمی کنه. حتی شبیه فیلم صبحانه با زرافه ها هم نبود. 

بازیا سطحی، نقشها الکی، ... حتی کمدی هم نبود که بخندی، شاد هم نبود که دو تا قر بدی😁 خلاصه تخمی بود. توصیه نمی شود.